جهان بینی کاربردی
تعریف نفس : انچه تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن نفس نامیده می شود و نشانه اش این است که خواسته دارد
یعنی نفس را با خواسته های ان می شناسیم تمام خواسته های ما از قسمت نفس صادر می گردد
خواسته ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
1- معقول
2- غیر معقول
مدل پیشنهادی برای نفس
اولین بار مدلی تحت عنوان شهر وجودی در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مطرح شد. این مدل وضعیت جسم را در زمان بیماری اعتیاد ترسیم نموده است.
از انجایی که نفس دارای خواسته های بسیاری است و تعیین موجودیت می کند ما می توانیم نفس را همانند شهر عظیم در نظر بگیریم که در ان ساکنین بسیاری زندگی می کنند انسانهای صالح، شرور، خردمند، دزد، طماع ، دانشمند، خودپرست
، قوی ، ضعیف، هنرمند، ورزشکارو...
خواسته ها طیف وسیعی را در بر می گیرند . اگر بی تعارف به درون خود بنگریم می توانیم تنوع خواسته ها در درون خود ببینیم، این خواسته ها گاهی بسیار مثبت و الهی و گاهی بسیار پلید و مایع شرمساری و ابروریزی هستند . ما می توانیم خواسته های مثبت ومعقول رابه ساکنین خردمند، فرزانه، هنرمندو...خواسته های زشت ونامعقول را به ساکنین جاهل ، طماع، حسود، دزد و...نسبت دهیم. در ضمن همین ساکنین هستند که موجودیت شهر وجودی را تعیین می کنند. پرواضح است که وضعیت کلی این شهر به ماهیت و خصوصیات شهروندان ان بستگی دارد.
مراحل نفس : بر اساس تنوع ذرات تشکیل دهنده نفس و ماهیت انها، نفس می تواند در یکی از سه مرحله باشد.
1-نفس اماره : مرتبه ای است که در ان شخص دارنده چنین بدون تفکر فرمانبردار خواسته های نفس است که البته عموما خواسته های نامعقول می باشند(اماره یعنی امر کننده)در این مرحله انسان دست به اعمالی می زند ولی درستی و نادرستی انها برایش قابل تشخیص نمی باشد و شخص از انجام اعمال ناشایست خود ناراحت وپشیمیان نمی شود و به عبارت دیگر انچه که به عنوان وجدان از ان یاد می شود در این مرحله به چشم نمی خورد در کلام الله شریف از چنین کسانی به صورت :
اولائک کالانعام بل هم اضل: یاد می شود یعنی انان چهارپایانی هستند بلکه پایین تر
2- نفس لوامه : لوامه به معنی سرزنش کننده است یعنی نفس ملامت گر
در این مرحله انسانی که دارنده چنین نفسی است، به مرحله تشخیص قدم می گذارد و رفته رفته با پالایشهای مداوم این تشخیص قوی تر و عمیق می شود اگر عمل ناشایستس توسط شخصی که در چنین مرحله ای قراردارد انجام شود در شخص احساس ناراحتی و سرزنش پدید می اورد. این احساس از حد بسیار ضعیف وتا حد بسیار قوی گسترش می یابد . مثلا شخصی دچار قتل می شود وبعد از ارتکاب ان دچار پشیمانی و سرزنش فراوان می شود. مراحل نفسانی یک پله نیستند بلکه یک طیف می باشند یعنی شخص می تواند در مرحله پایین نفس لوامه یا در مرتبه بالای نفس لوامه قرار داشته باشد.
3- نفس مطمئنه : همانطور که از نامش پیداست مطمئنه از اطمینان می اید. یعنی خواسته ها با اطمینان برگزیده وانتخاب می شوند و تنها به خواسته های معقول پاسخ داده می شود انسانی که دارنده چنین مرحله نفسانی است به مرحله ای از تشخیص رسیده است . که می تواند درستی و نادرستی خواسته هایش را تشخیص دهد و تنها خواسته های معقول را برگزیند . اصولا خواسته های شخص در اثر پالایش مداوم عموما معقول هستند وشاید اندکی از انها نامعقول باشند.این مرحل از نفسانی سیار تا بسیار با ارزش است وتنها اندکی از انسانها به انها راه یافته اند.
قدرت مطلق یا الله
مهمترین مسئله ای که همواره در مقوله فلسفه ، دین و جهانبینی مطرح بوده است وجود خداوند و یا خالق هستی است که ایا وجود دارد یا خیر؟ اگر وجود دارد دلایل اثبات ان چیست؟
دراین مقوله ما فعلا به این مسئله کاری نداریم وهر کسی باید بر اساس فهم ودرک واحساس خود این موضوع را درک کند . در این مورد انهایی که ان را یافته ویا احساس نموده اند با تمام دلایل ، باز با دید شک وتردید به مسئله نگاه می کنند ، درواقع اگر بخواهیم برای انها ثابت کنیم حرف را متوجه نمی شوند . درست مثل افراد بینا ونابینا که هرکدام احساس و درک خواصی نسبت به یک موضوع دارند.
برخی از چیزها را می توان اموزش داد ولی همه چیز با اموزش به دست نمی اید. زیرا بخشی از مهمترین قسمتها باید توسط خود فرد انجام شود . استاد ، معلم ، مربی ، یا رب تنها ان چیزهائی را می تواند به ما اموزش دهد که خواسته اش در ما موجود باشدو خواسته همانند دانه ویا هسته گیاه است باید دانه وجود داشته که استاد وراهنما به ما راهنمایی دهد که چگونه ان را به درختی استوار و یا خوشه گندم تبدیل نماییم.
پیدید اوردن خواسته ها بر عهده ماست و در این مورد از استاد کاری بر نمی اید. استاد خردمند ، خواست و یا دانه را درون انسانها می بیند و می یابد هرچند که انرا خودشان فراموش کرده باشند.
قانون دوم یا قانون ذرات
ذرات تشکیل دهنده نفس که هر کدام دارای خواسته ای می باشند ، همواره در تلاش هستند که به گونه ای به خواسته های خود دست یابند. این تلاش دائمی است در این راه از روشهایی استفاده می کنند که برخی شایسته وبرخی ناشایست است. باید خاطر نشان کنیم با وجود اینکه نفس تعیین موجودیت می کند ودارای خواسته است و همینطور منشاء حرکت و تحرک در ما می باشد ، ولی پاسخ به خواسته های نفس و اجرای انها در اختیار نفس نمی باشد در واقع فرمانهایی که اجرا کننده خواسته های نفس است از جائی دیگر صادر می شوند.
مدل قلعه عقل : در این مدل به اشتباه تصور می شود که مغز همان عقل می باشد و برای رفع ابهام باید بگوئیم مغز جزء صور اشکار انسان است و تنها اپراتور و یا تبدیل کننده بسیار دقیق و پیچیده است .در واقع مغز ابزاری است که اگاهی و ادراک مارا از جای دیگری به کالبد فیزیکی و یا جسم ما انتقال می دهد و با واکنشهای شیمیایی و سیگنالهای عصبی ، فرمان را برای جسم ما صادر می کند . لذا یک تبدیل کننده بسیار حساس ، پیچیده و دقیق محسوب می شود.
شهر وجودی را در نظر بگیرید ، در بالاترین وبهترین جای ان یک فرمانروای قوی و دانا قرار دارد . که می توان در کالبد فیزیکی به همان مغز و یا عقل تشبیه کرد. این قلعه توسط دیوارهای بلند ودروازه های محکم محافظت می شود ودر کنار دروازه های قلعه نگهبانانی وجود دارند . که اجازه ندهند هر کسی و یا ذره ای با هر خواسته ای وارد قلعه شود . و در این میان معمولا ذرات ویا افرادی وجود دارند که به خواسته های انها که معمولا نامعقوق است پاسخی داده نمی شود و انها همیشه در تلاش هستند که نگهبانان را گمراه کنند و با تغییر ظاهر خواسته های خود به شکل معقول فرمانروا را نیز فریب دهند تا بتوانند وارد قلعه شوند.
این نگهبانان باید دارای قدرت ویژه ای باشند و ان قدرت چیزی نیست مگر تشخیص ماهیت خواسته ها در هرلباس و در هر شکلی .
هر قدر این توانائی بیشتر باشد کار عقل راحت تر و امنیت قلعه بیشتر می شود . در چهان بینی به چنین مسئله ای دانایی گفته می شود که مهمترین مسئله ما محسوب می شود .به زبان دیگر بیشترین قسمتی که بر روی ان تاکید می شود و در درجه اول اهمیت قرار دارد مسئله دانائی می باشد.
در مدل قلعه عقل حتما نقش حساس و کلیدی انرا دریافته اید ، ما معتقدیم بدون افزایش دانائی هر گونه تغییری در درون ، ناپایدار و بی فایده است زیرا تا زمانی که قدرت تشخیص پیدا نکنیم تنها می توانیم بصورت طوطی وار مفاهیم را حفظ نماییم که فاقد ارزش است .
دانایی فرمانروای بزرگ ، محدود است ولی در حال تغییر به جهت صعود و افزایش دانایی خود می باشد . در واقع فرمانروای بزرگ ویا عقل همه چیز را نمی داند ولی انقدر دانا است که در مورد مسائلی که نمی تواند درستی و نادرستی انها را تشخیص دهد، حکم صادر نکند!
بنابراین ذرات نفس امر کننده برای رسیدن به خواسته های نامعقول وغیر منطقی خود ناچارند به گونه ای قضاوت عقل و یا ادراکش را مختل نمایند و یا این کار را با وارونه کردن مفاهیم مفاهیم توسط ابزارهایی که در موردش صحبت می کنیم ، فرمانروای بزرگ را به اشتباه بیاندازند.
مثلث دانایی و دانایی موثر : اکنون پرش است که این است که این دانایی چگونه بوجود می اید
دانایی: مثلثی است که از سه ضلع تشکیل شده است ، و فقط از سه ضلع نه کتر ونه بیشتر . تفکر ، تجربه و اموزش سه ضلع این مثلث می باشند .
تفکر: حرکتی است از مجهول به معلوم ویا از یک مبداء به مبداء دیگر . این کار توسط عقل صورت می گیرد.
تجربه : فرایند ویا رویدادی است که ما ان را با تمام وجود ویا بخشی از وجود خویش حس می کنیم و به انجام رسانده ایم ویا می رسانیم . در تجربه حس نقش اصلی را دارد . در واقع از این جهت اهمیت دارد که در ما حسی را ایجاد می کند و این حس اولین شروع به کارگیری قوه عقل است.
آموزش : در اموزش شخصی که قبلا مسیری را پیموده و در ان مقوله خاص ، به دانایی رسیده است ، ما را با مسیر اشنا می کند و راه را به ما نشان می دهد . همان کاری که راهنمایان کنگره 60 در مورد درمان اعتیاد انجام می دهند که خود یک فرایند بسیار مهم است .
دانایی موثر : مثلثی است که اضلاع ان تفکر ، تجربه و اموزش هستند ولی هر سه ضلع ان با هم برابر می باشند یعنی یک مثلث متساوی الاضلاع.
مقوله هایی که در درون مثلث دانایی موثر قرار دارند علاوه بر اینکه بر ما اشکار و معلوم است قادر به اجرای انها نیز هستیم . مثلا می دانیم که فلان کار نادرست است ودر عمل نیز انرا انجام نمی دهیم .در دانایی موثر مطلبی که فوق العاده مهم است قدرت به اجرا در اوردن و عمل کردن است .
با توجه به انچه گفته شد اکنون می دانیم که بزرگترین مانع در برابر نفس اماره و یا در حالت کلی ذرات خواهان خواسته های نامعقول ، همین دانایی است. هر قدر دانایی به خصوص دانایی موثر نیرومندتر باشد در رسیدن به خواسته های نامعقول ذرات نفس ، همانند یک فیلتر (صافی) عمل می کند و این ذرات در رسیدن به خواسته ها و اهدافشان ناتوانتر و ضعیف تر می شوند.
بنابراین ذرات خواهان خواسته های نامعقول و یا نفس امر کننده در مرحله اماره که ما از این به بعد انها را ذرات ناخالصی نیز می نامیم ، به دنبال این هستند که دانایی ما افزایش نیابد.
تا زمانی که دانایی ما بدون تغییر بماند همچنان با حقه ها فریب می خوریم و مدام اشتباه ما تکرار می شود و ما همچنان ناتوان در حل مسائل خود باقی می مانیم و اگر هم از شر موضوعی خلاص شویم یک موضوع دیگر ما را اسیر خود می کند ، به قول معروف از چاله در می اییم می افتیم توی چاه
برچسب: جهان بینی کاربردی,
نویسنده: آراد کمالی